عروس دزدی! ، یک سنت جنجالی! / تصاویر

بیش از نیمی از همسران مردان قرقیز زنانی هستند که با سنت عروس دزدی با آنان ازدواج کرده اند. این سنت به گونه ای جا افتاده که بیانگر غرور و مردانگی مردان قرقیز است.

 اغلب اوقات، نزدیکان داماد طی یک برنامه ریزی نسبت به ربودن دختری که برای همسری پسر خود در نظر گرفته اند اقدام میکنند. اکثر اوقات روسری سفیدی به اجبار به نشان رضایت دختر بر سرش پوشانده میشود. خانواده دختر پس از ربوده شدن دختر، به دلیل ترس از نبود همسر دیگر برای وی، از او میخواهند تا شرایط را بپذیرد. این سنت دور از انسانیت به دوران قبل از ورود اسلام، قبل از قرن 12 برمیگردد. در آن دوره قبایلی زندگی میکردند که کارشان دزدی حیوانات و زنان یکدیگر بود.

تصاویر دیدنی/آموزش رقص در آرایشگاه های زنانه

آموزش رقص دو نفره در آرایشگاه !

آموزش رقص دو نفره در آرایشگاه !
هزینه این کلاس تقریبا حدود 250 هزار تومان است و تنها در روزهای جمعه اقدام به برگزاری این کلاس آموزشی در آرایشگاه می‌کنیم. البته مربی آموزش ما خانم است!
http://dc123.4shared.com/img/Mxv-gXlq/Hairdressing_salon______.flv
برنا:افزایش روز افزون آرایشگاه‌ها و تبلیغات گسترده‌ای که برخی از صاحبان آنها برای جذب مشتری انجام می‌دهند باعث شده برخی از این آرایشگاه‌ها به کارهای جالب و قابل تاملی در خصوص جذب مشتری دست بزنند.
http://www.rozwijajsie.pl/files/art/243.jpg
تا مدت‌های مدیدی بهترین تبلیغات آرایشگاه‌ها بر محور  فالگیران حرفه ای می‌چرخید که لحظاتی شاد و خوب را برای مشتریان رقم می‌زدند و اسرار آنچنانی از زندگی‌شان در اختیار مشتریان قرار می‌دادند که باعث جذب آنها به آرایشگاه و حضور مداوم آنها در آرایشگاه می‌شد.
http://www.visualphotos.com/photo/2x3712657/young_woman_at_hair_salon_42-18951261.jpg
یکی از آرایشگاه تهران که در بروشور تبلیغاتی خود زده است:« مژده به عروس خانم‌ها (لحظاتی شاد با حرکات موزون)» درباره این آیتم می‌گوید: چون در تراکت تبلیغاتی نمی‌توانیم همه چیز را بنویسیم، بنابراین نتوانستیم توضیحات کاملی در خصوص این بسته پیشنهادی بدهیم. ما یک کلاس رقص 2 نفره برای عروس خانم و آقای داماد برگزار می‌کنیم که در این کلاس یک رقص ایرانی و یک رقص خارجی آموزش داده می‌شود.
http://www.creaimpresa.it/imgprod/Scuola%20di%20ballo(2).jpg
وی می‌افزاید: هزینه این کلاس تقریبا حدود 250 هزار تومان است و تنها در روزهای جمعه اقدام به برگزاری این کلاس آموزشی در آرایشگاه می‌کنیم. البته مربی آموزش ما خانم است!
http://www.kadinvekadin.net/resimler/galeri/2011_ilkbahar_yaz_trendleri_20.jpg
همچنین برخی از آرایشگاه‌ها اقدام به برگزاری شوی لباس اسپرت و مجلسی زنانه می‌کنند و برخی آتلیه دارند یکی از صاحبان این آرایشگاه‌ها به سه نسل می‌گوید: تمام لباس‌ها سفارشی از ترکیه وارد می‌شود و شوی لباس ما نیز بصورت دائم و مستمر مملو از به روز ترین لباس‌های اروپایی است؛ اگر برای نامزدی و یا حنابندان و پای تختی لباس بخواهید می توانید سری به کلکسیون ما بزنید.
http://iranarena.com/Files/journal/figoor-aroos-1.jpg
همچنین در خصوص آتلیه می‌گوید:ما با چند عکاس حرفه‌ای کار می‌کنیم و به شما هم پیشنهاد می‌دهیم که حتما آلبوم ما را ببینید بنظرم اگر سری به آرایشگاه ما بزنید یک پکیج کامل را می‌توانید برای عروسی استفاده کنید.
http://makeup.webphoto.ir/admin/files/makeup/ma677497.jpg
این سبک تبلیغاتی در حالی بشدت در آرایشگاه ها دیده می‌شود که برخی از آرایشگاه‌ها برای جذب مشتری شیوه‌های جالب تری را در پیش می‌گیرند. یکی دیگر از آرایشگاه‌ها در خصوص قیمت میک آپ عروس می‌گوید: هزینه پایه‌ای که آرایشگر دریافت می‌کند 700 هزار تومان است اما من خودم معتقدم باید با جوانان راه آمد، بنابراین اگر واقعا عروس و دامادی اینجا بیایند که استطاعت مالی نداشته باشند ما تا دو سوم کمتر هم از آنها می‌گیریم و این موضوع را به آرایشگرم هم گفته‌ام و او قبول کرده استhttp://www.wordsncolors.com/wp-content/uploads/2011/01/shall-we-dance.jpg

آموزش رقص دو نفره در آرایشگاه !

بازم خیانت !!! / عکس بدآموزی

جک در حال مرگ بود و همسرش کنار تخت او نشسته بود.
جک با صدایی ضعیف به همسرش گفت: عزیزم چیزی هست که باید قبل از مرگم پیش تو اعتراف کنم.
همسرش جواب داد: هیچ نیازی نیست.
مرد پافشاری کرد و گفت: حتما باید این کار را انجام بدهم تا در آرامش بمیرم.
مرد ادامه داد: من با خواهرت ، با بهترین دوستش ، با مادرت و با بهترین دوستت رابطه داشتم.
همسرش به آرامی در پاسخ گفت: میدانم عزیزم، حالا بخواب و بگذار که زهر کارش را انجام دهد!!!



گارسون و کافه دار

مرد وارد کافه شد، به سمت بار رفت و یک آبجو سفارش داد.
گارسون گفت: حتماً قربان حساب شما میشود یک سنت.
مشتری با حالت متعجب پرسید: فقط یک سنت ؟ بعد به منو نگاه کرد و پرسید: قیمت یک آستیک آبدار و یک بطری شراب چقدر میشود؟
گارسون جواب داد: یک دولار.
مشتری پرسید: مالک کافه کجاست؟
گارسون جواب داد: طبقه بالا پیش همسر من.
مشتری پرسید: اون در طبقه بالا چه کاری با همسر تو انجام میده؟
گارسون جواب داد: همون کاری که من با کاسبی اون انجام میدم!!!
 

 
مجسمه!

زن با معشوقش در بستر بود که همسرش وارد خانه شد.
زن به معشوقش گفت: "بیا اینجا و کنار دیوار بایست." بعد باعجله به بدن او روغن بچه مالید و روی آن پودر تالک پاشید، سپس گفت: از اینجا تکان نخور تا زمانی که به تو بگویم، تو باید وانمود کنی که یک مجسمه هستی.
وقتی همسر وارد اتاق شد پرسید: این چیست؟
زن پاسخ داد: اُوه این یک مجسمه است، خانم اسمیت یکی مثل این خریده بود، من از آن خوشم آمد و یکی برای خودمان خریدم.
بدون هیچ حرف اضافه ای هر دو به تخت خواب رفتند. حدود ساعت 2صبح همسر از تخت بیرون آمد، به آشپزخانه رفت و با یک ساندویچ و یک قوطی آبجو به اطاق برگشت.
بعد رو به مجسمه گفت: بیا اینها را بگیر و بخور، خود من مجبور شدم 2 روز تمام بیحرکت در خانه اسمیت بایستم در حالی که هیچ کس چیزی برای خوردن به من نداد !!!
 
 
 
این بار به تو خیانت نکردم !!!
 
یک زوج میانسال دو دختر زیبا داشتند، اما همیشه دوست داشتند تا یک پسر هم داشته باشند. آنها تصمیم گرفتند تا برای آخرین بار شانس خود را برای داشتن یک پسر امتحان کنند.
زن باردار شد و یک نوزاد پسر به دنیا آورد. پدر شادمان باعجله به بیمارستان رفت تا پسرش را ببیند.
پدر در بیمارستان زشت ترین نوزاد تمام عمرش را دید.
مرد به همسرش گفت: به هیچ صورتی امکان ندارد که این نوزاد زشت فرزند من باشد، هر کسی با یک نگاه به چهره زیبای دخترانم متوجه میشود که تو به من خیانت کردی.
زن لبخند زد و گفت: نه، این بار به تو خیانت نکردم.
 
 
 
 
به زن خود راست بگویید !!!
 
مرد متاهل با منشی خود رابطه داشت. یک روز باهم به خانه منشی رفتند و تمام بعد از ظهر باهم عشق بازی کردند، بعد خسته از خستگی به خواب رفتند.
ساعت هشت شب مرد از خواب بیدار شد، به سرعت مشغول پوشیدن لباس شد و در همین حال از معشوقه اش خواست تا کفشهایش را بیرون ببرد و روی چمنهای باغچه بمالد تا کثیف به نظر برسد.
بعد از پوشیدن کفشها به سرعت راهی خانه شد.
در خانه همسرش باعصبانیت فریاد زد: تا حالا کجا بودی؟
مرد پاسخ داد: من نمی توانم به تو دروغ بگویم، من با منشیم رابطه دارم و ما تمام بعد از ظهر را مشغول عشق بازی بودیم !!!
زن به کفشهای او نگاه کرد و گفت: دروغگوی پست فطرت من میدانم که تو تمام بعد از ظهر را مشغول بازی گلف بودی

کودک نابغه
زن و مردی چند سال بعد از ازدواجشون صاحب پسری میشن و چند روز بعد از تولد بچه متوجه میشن که اون یه نابغه اس
بچه در یک سالگی مثل یک آدم بزرگ شروع به حرف زدن میکنه و در دوسالگی به اکثر زبانها حرف میزنه
در سه سالگی با اساتید دانشگاه به بحث و تبادل نظر میپردازه و در چهار سالگی پیش بینی های باور نکردنی راجع به علم و پیشرفت اون میکنه
در جشن تولد 5 سالیگش در حضور همه فامیل اعلام میکنه :
من دقیقا یک سال دیگه میمیرم ، مادرم 18 ماه بعد از من میمیره و پدرم یک سال بعد از مرگ مادرم میمیره !!
پسر بچه همون طور که گفته بود در شش سالگی میمیره و مرد بلافاصله در چندین شرکت بیمه همسرش رو بیمه عمر میکنه
طبق پیش بینی بچه مادرش هم در تاریخی که گفته بود میمیره و ثروت هنگفتی بخاطر بیمه عمر زن نصیب مرد میشه !
مرد تصمیم میگیره یک سال باقی مانده از عمرش رو به خوشی بگذرونه ، پس به سفرهای تفریحی زیادی میره ، در بهترین هتلهای جهان اقامت میکنه ، گران ترین خودروهای دنیا رو برای خودش میخره و در آخرین روز عمرش تمام دوستان و آشنایانش رو دعوت میکنه ، مهمونی مفصلی میگیره و آخرین شب زندگیش رو با یک دختر زیبا مشغول خوشگذرونی میشه ...
صبح با صدای جیغ دختره از خواب پا میشه و در حالی که تعجب کرده بود که چرا هنوز زنده اس میپرسه چی شده ؟
دختره جواب میده : وکیل خانوادگی شما تو راهرو افتاده و هیچ حرکتی نمیکنه ، فکر کنم فوت شده !!!

عکس/عکس العمل متفاوت «هیلاری جون» پس از دیدن «کرزای خان»

چهره تماشایی هیلاری کلینتون در مواجه با حامد کرزی رئیس جمهور افغانستان را مشاهده می کنید
http://www.afaghnews.ir/files/fa/news/1390/9/17/3968_755.jpg
عکس العمل متفاوت «هیلاری جون» پس از دیدن «کرزای خان»

پنير بی ناموسی در ايران و عربستان!!! +3عكس

تا به حال مطمئنأ اسم پنیر کیبی را شنیده اید...و شاید هم آن را مصرف کرده باشید

اما جالب است بدانید که نام واقعی این پنیر چیز دیگریست!!!

این پنیر که در اصل فرانسوی هست....به دو کشور ایران و عربستان صادر میشود

اما وقتی وارد ایران میشود........نام اورا تغییر میدهند!!!!!

عکس های جالب زیر را ببینید
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


پنیر کیبی در ایران

[تصویر: 3unmpzx8rzmrppsoo4ev.jpg]




در عربستان

[تصویر: s592jpn769vwym8sf0lp.jpg]



در فرانسه

[تصویر: qjodf2q9r2cbj13g5kqm.jpg]

عکس سلطان جنگل ،وقتی شب دیر به خانه می آید

http://www.niazerooz.com/Im/P/90/0815/Safe6345618729800.jpg
عکس سلطان جنگل ،وقتی شب دیر به خانه می آید

عکس: هیجان مجری زن تلویزیون: مگر می‌شود با این آهنگ تکانی به خود ندهیم!!

جشن یک سبد خاطره به مناسبت فرارسیدن میلاد با سعادت حضرت علی اکبر (ع) و روزجوان در سالن همایش های بین المللی برج میلاد برگزار شد.
دستان هم را بگیرید و با هم بنشینید و با هم بخندید و به هم عشق بورزید. اینجا کلاس درس نیست. ناظم، معلم و استاد هم نداریم.
جمله هایی که ژیلا صادقی مجری جوان برنامه می‌گوید.
جمله هایی که با سرعت بیان می‌شود و اگر تمرکزت را برای ثانیه‌ای از دست بدهی، حتی یک کلمه از حرف‌هایش را نمی‌فهمی.
فاطمه دختری ۱۷ساله که از منطقه ۱۱آمده است می‌گوید: ای کاش از مجری بهتری استفاده می‌کردند.
صادقی با کلاه و شال قرمزی که روی شانه‌هایش انداخته، شادی اش را با هر حرکتی به مخاطب انتقال می‌دهد.
مسابقه محله با مسعود روشن پژوه انجام می‌شود، دختران به صف می‌شوند و هر کدام با حرف قبلی اسم جدیدی می‌سازند و اگر اسم تکراری باشد حذف می‌شوند؛ هیجان مسابقه به حدی است که بچه ها با گفتن هر اسمی‌جیغ بلندی می‌کشند و در آخر، به ۷ نفر هدیه داده می‌شود.
“دینا مثل تو نداره، نداره و نمی‌تونه بیاره”،آهنگی است که تمام دختران را به شوق می‌آورد، سالن یکپارچه جیغ می‌شود موج مکزیکی راه می‌افتد، کنترل کردن ۱۸۰۰ دختر جوان کار سختی است اما ماموران و مسوولان که خود جوانند، این کار را به خوبی انجام می‌دهند اگر بازور و اخم و اجبار نشد، با خنده و اشاره امکان پذیر است.

وقتی مجری زن تلویزیون را جو می‌گیرد

لیلی رشیدی و کارتون زی زی گولا نشان داده می‌شود، دختران دیگر نمی‌توانند بنشینند. رشیدی در مقابل موج احساسات قرار می‌گیرد و البته آن را به بهترین شکل جواب می‌دهد. دختری از وسط سالن داد می‌زند: لیلی دوستت دارم.
“خانه مادربزرگه هزار تا قصه دارد، خانه مادربزرگ حرف های تازه داره” با خوانده شدن این شعر به یاد چه کسی می‌افتید؟
مریم سعادت بازیگری است که هیچ کس نمی‌تواند فراموشش کند.
مهرابه شریفی نیا هم دعوت شده است، مهرابه می‌گوید :اینجا پر از احساس جوانی است.
دوپسر ۱۵ ،۱۶ ساله در مجلس هستند که با هر آهنگی بلند می‌شوند و… در طبقه دوم ، در جمع دختران، ۲۰ پسر جوان نشسته اند و البته نمی‌شود حضور این تعداد را نادیده گرفت، چون قرار بوده این برنامه دخترانه باشد.

مهدی باقربیگی بازیگر نقش مجید هم در جمع حضور دارد، از دوران جوانی و خاطرات خود می‌گوید.
دختران جوان با پایین آمدن هر بازیگری به دنبال آنها می‌دوند و عکس می‌گیرند.
همراه با درخشنده، علی احمدی فر، زیبا هاشمی، افسانه پارکرو که بازیگران جوانی هستند به روی سن می‌روند.
جوایز اهدا می‌شود به هر فرد یک ربع سکه بهار آزادی و لوح افتخار.
صادقی مجری برنامه می‌گوید: مگر می‌شود با این آهنگ موزون یک تکانی به خود ندهیم. مجری این حرف را می‌زند و درست روی سن، چرخی می‌زند، دستانش را در هوا تکان می‌دهد!!
عبدالهی مدیر موسسه خانه شهریاران جوان می‌گوید: خانه شهریاران جوان بدون حضور شما جوان جز خاک و آجر و در و پنجره نیست.
حاج آقا دهنوی هم بر روی سن می‌آید، همه به پا می‌خیزند، اما در همین لحظه موسیقی آهنگین و ضربی نواخته می‌شود. به خاطر آهنگ دست‌ها محکم زده می‌شود و بعضی از دختران، شیطنت های لفظی می‌کنند و حاج آقا لب‌های خود را می‌گزد.
در میان هیاهو و صدای دست‌های بلند، آهنگی شنیده می‌شود: من یک پرنده ام آرزو دارم، تو با من باشی…
این صدا را که می‌شنوم متوجه می‌شوم امیر خواجه امیری آمده و دختران از شوق نمی‌دانند چه کنند!